اگر از پايان گرفتن غم هايت نا اميد شده اي ، به خاطر بياور زيباترين صبحي که تا به حال تجربه کرده اي مديون صبرت در برابر سياهترين شبي هستي که هيچ دليلي براي تمام شدن نمي ديد
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم مرداد 1386ساعت 16:1 توسط دلقک
|
خاطرات مرده عقده زده بالا
تف به تو که مدتی با ما
موندیو گرفتی هر چی خواستی
بگو مگه تو جز من چی داشتی
......!!!
آره با خودتم
+
نوشته شده در شنبه بیستم مرداد 1386ساعت 15:49 توسط دلقک
|
قلبت را به کسی بسپار که قلب تمام هستی برای او می تپد
با دختر چهار سالم قدم می زدم که گفت: مامان من ادای کورها رو در میارم بعد تو من
رو راهنمایی کن, دستش رو گرفتم و با دقت از موانع ردش کردم اما متو جه شدم
ادامه مطلب
+
نوشته شده در شنبه بیستم مرداد 1386ساعت 14:8 توسط دلقک
|
سلام خداحافظ
یعنی کجایی عشق بی عاشق من
+
نوشته شده در شنبه بیستم مرداد 1386ساعت 12:0 توسط دلقک
|
تنها ۵ روز به میلاد با سعادتم مونده
+
نوشته شده در شنبه بیستم مرداد 1386ساعت 2:1 توسط دلقک
|
دلم ميخواد ببينمت ولي شايد دلت نخواد منو ببيني
بهر شكل تنهام امسال داره تموم ميشه فقط چند ماه وقت دارم
ولي بيا آره تورو ميگم ...
+
نوشته شده در شنبه سیزدهم مرداد 1386ساعت 14:6 توسط دلقک
|
نوشته توسط غریبه ولی هنوز هم میگم سال آخره دادا
با یه شکلات شروع شد.من یه شکلات گذاشتم تو دستش اونم یه شکلات گذاشت تو دست من.من بچه بودم اونم بچه بود.سرمو بالا کردم سرشو بالا کرد دید که منو میشناسه.خندیدم.
گفت دوستیم؟ گفتم دوست دوست
گفت تا کجا؟ گفتم دوستی که تا نداره!
ادامه مطلب
+
نوشته شده در جمعه دوازدهم مرداد 1386ساعت 14:5 توسط دلقک
|
چه زيباست عشق بازي پيرمرد ۷۰ ساله با دخترك ۶۰ ساله اش وقتي كه با قامتي خميده براي اثبات شجاعتش به تنهايي گربه ماهي كه شكار كرده را با تمام نيرو بالا ميبرد در اين لحظه در چشمان دخترك سيماي اسطوره اي مردي را ميبيني كه براي خوشحالي معشوقه اش به تنهايي به جنگ هيولاي بزرگ هفت دريا رفته و در افق تنها چشمان سرخ خداوند را ميبيني كه قشنگترين هديه اش به مردمش عشقي است كه با آنها چنين كرد.
+
نوشته شده در چهارشنبه دهم مرداد 1386ساعت 18:14 توسط دلقک
|
هاهاها چقدر ساده انگارم
+
نوشته شده در جمعه پنجم مرداد 1386ساعت 13:51 توسط دلقک
|
آرزو میکنم هیچ وقت تنها نشین
ولی وقتی تنها یی مطمئن باشی خدا فقط داره به شما فکر می کنه
ولی نمی دونم چرا الان که تنهام و اون داره بهم فکر میکنه من بهش فکر نمی کنم
ببخش خدا که فقط تو بخشنده ای
من الان دارم به یه دوست واقعی فکر میکنم سراغ ندارین
دوست دارم دوست داشته باشم دوست داری دوستت داشته باشم فقط بهم جواب بدین ممنون تنها ی تنها
+
نوشته شده در جمعه پنجم مرداد 1386ساعت 13:26 توسط دلقک
|
جالبه تمام اوناییکه ادعای رفاقت میکنن نمیپرسن ببینن درد من چیه بعد ادعا میکنن یه عمر باهاتیم هه هه...
دنیا پراز خاله خرسه شده خاله خرسایی که انقدر قشنگ مگس روی سرتو با سنگ میکشن که اصلاْ نمیفهمی بقیشو حتماْ بخون چون برای تو نوشتم
ادامه مطلب
+
نوشته شده در جمعه پنجم مرداد 1386ساعت 13:9 توسط دلقک
|
زندگي مثل هويجي است مهم اينه كه چه جوري بهش نگاه كني :-(
+
نوشته شده در پنجشنبه چهارم مرداد 1386ساعت 16:41 توسط دلقک
|
خدا هنوز فراموشم نكرده مطمئن باش تورو هم فراموش نكرده خدايي در اين نزديكي هاست بو كن بويش را ميشنوي اينبار با بوي بهارنارنج اومده فردا شايد عطري ديگر...
+
نوشته شده در پنجشنبه چهارم مرداد 1386ساعت 16:27 توسط دلقک
|
* چند تا بو هست که خیلی دوستشان دارم
بوی ریحان تازه
و بوی خاک باران خورده و هندوانه سرد و دود آتشی که از دور بیاید !
و همینطور بوی چسب رازی و کاغذ کتاب های قدیمی و گل اقاقیا
و بوی ادکلن هاي بابام هوم کرم دست و صورت نیوا
بوها خاطرات سیال ذهن منجمد آدم ها هستند
كم كم داره بوي ناخوشايندي مياد بوي خدا حافظي بوي بادوم تلخ عطر عرق مرد كشاورز همه وهمه از
خداحافظي ميگن امسال ديگه سال آخره
مگه نه دادا!
+
نوشته شده در پنجشنبه چهارم مرداد 1386ساعت 16:11 توسط دلقک
|