تبليغاتX
دست نوشته های یک دلقک - اشک
دگر تابم به سررسیده است            

ای داد بر من تنها

مدتی است زیاد ونا معلوم که حتی نفس هم نمی کشم

چه بسیار است زمانی که باران هم از نگاهم نمیبارد
+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم مهر 1386ساعت 21:44  توسط دلقک  |