تبليغاتX
دست نوشته های یک دلقک -
چه خوب بود بوی نا وسیگاری روشن با عطر قهوه

اما دریغا همه چیز گذشت ومن هنوز ماندهام در این نقطه

همه رفتن همه-نمی دانم چرا کسی به من حتی نگفت که می آیی؟

راستی نقطه.آن را هم شک دارم که مانده باشد

چه دوست دارم فردی-خالص با من همراهم شود

وآن زمان است که میگویم ما هم می آیم

ونقطه هنوز آنجاست

به ذهنم می رسد که شاید من مانده ام وآن نقطه هم رفته؟

چه بوی خوبی دارد خاک باران خورده وتوتون نیمه سوخته

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم مهر 1386ساعت 19:46  توسط دلقک  |